مردان خیابایی پدیده ای هم ردیف “زنان خیابانی”

تحقیقات انجام شده نشان می دهد که به میزان مدت زمان حضور زنان و دختران در سطح خیابانها، هریک از آنها یک تا ۲۰ بار از سوی مردان خیابانی با مزاحمتهای کلامی و فیزیکی مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند و مردان خیابانی نیز در زمره دیگر فجایعی قلمداد می‌شوند که طی سالهای اخیر به عنوان ”آتشی زیر خاکستر” بسیاری از خانواده‌ها را به کام نابودی کشانده ‌اند، حضور مردان خیابانی در مکانهای مختلف مانند شرکتهای خصوصی، خیابانها، سینماها، پارک‌ها، پیاده‌روها و مراکز تفریحی، زنان را نسبت به جامعه و دیگر مردان بدبین کرده است.

باید اینگونه باشد که هرجا که صحبت از زنان خیابانی می‌کنیم از مردان خیابانی هم نام ببریم، زیرا این معضل، روی دو پایه بنا شده و وقتی ما یک پایه را از صورت مسئله حذف می کنیم، بدیهی است که به نتیجه مطلوب نمی رسیم.

ادامه نوشته

تحليل فرهنگى و نظريه سيستمها

تحليل فرهنگى و نظريه سيستمها

مفهوم فرهنگ مشترك: از دوركيم تا پارسونز

نوشته آلن سوينج وود

ترجمه محمد رضايى

روند عمده در جامعه‏شناسى فرهنگى وبر و زيمل به تلاش آنها براى تئوريزه كردن تحولات قلمرو ويژه‏اى از فرهنگ ذاتى مدرنيته برمى‏گردد.در مورد وبر، فرهنگ با تغيير اجتماعى پيوند مى‏خورد و ارزشهايى را پديد مى‏آورد كه به مجرد درونى‏شدن توسط عاملها (agents) به انگيزه‏هاى لازم براى شيوه‏هاى خاصى از كنش اجتماعى منتهى مى‏شود.به نظر وبر فرهنگ با توليد و ارتباط معانى پيوند داشته و فرآيندى زنده و فعال است.همانطور كه كليفورد گيرتز (Clifford Geertz) اشاره كرده، وبر انسان را «حيوانى معلق در تارهايى از معانى در نظر مى‏گيرد كه خود به دورش تنيده‏» ; با فرهنگى شامل آن تارهايى كه در آن تحليل «علمى تجربى در جستجوى قانونى نيست‏بلكه، علمى تفسيرى براى يافتن معناست‏» .(Geertz, 1973, p:5) اما آنچه كه بايد به صورتبندى گيرتز افزود اين است كه، جامعه‏شناسى فرهنگى وبر از علم نشانه‏شناسى كه تنگ‏نظرانه بر مسائل محدودى متمركز شده فراتر مى‏رود و بر دگرگونيهاى وسيع تاريخى، به ويژه بر آسيبهاى مدرنيته مبتنى است.

ادامه نوشته